مغالطه هزینه هدررفته (Sunk cost)
Sunk cost fallacy زمانی اتفاق می افتد که فرد هم چنان به سرمایه گزاری در پروژه، تصمیم گیری، یا فعالیتی ادامه می دهد و این کار را بر اساس میزان منابع (زمان، پول، و تلاش) ی که تا الان خرج کرده انجام می دهد. در حالی که بایستی ارزش فعلی و آینده آن را ارزیابی کند و در صورت لزوم به فکر برگشت باشد. این مغالطه منجر به تصمیم گیری غیرمنطقی شده چون فرد حس می کند باید سرمایه گزاری های گذشته اش را توجیه کند به جای این که جلوی ادامه ضرر را بگیرد و انتخاب هابش را بر اساس شرایط کنونی و مزایای آینده تعریف کند.
مثال مغالطه هزینه هدررفته
یک شرکت میلیون ها دلار برای توسعه یک محصول جدید سرمایه گذاری کرده است. علیرغم تحقیقات بازار که نشان میدهد تقاضای کم و آزمایشهای اولیه با شکست مواجه شده است، این شرکت به سرمایهگذاری بیشتر به امید موفقیت محصول، به جای کاهش ضرر و تخصیص مجدد منابع به پروژههای امیدوارکنندهتر، ادامه میدهد.
متوقف کردن سرمایه گذاری بیشتر در یک محصول شکست خورده و تمرکز بر پروژه هایی با بازده بالقوه بهتر منطقی تر خواهد بود.
یک دانشجو چندین سال و مقدار قابل توجهی پول را صرف تحصیل در رشتهای کرده است که دیگر آن را جالب یا مفید نمیداند. او به جای تغییر به رشته ای متفاوت که بیشتر با علایق و اهداف فعلی او هماهنگی دارد، به دنبال مدرک اصلی برای توجیه زمان و پولی هست که قبلاً صرف شده است.
یعنی منطقی تر است که به حوزه ای بروید که با علایق و اهداف فعلیتان همسو باشد، حتی اگر به معنای پذیرش سرمایه گذاری قبلی به عنوان هزینه هدررفته باشد.
نکات تکمیلی
مغالطه هزینه غرق شده نوعی سوگیری شناختی و خطای منطقی است که زمانی رخ میدهد که افراد یا سازمانها به سرمایهگذاری در یک پروژه، تصمیم یا مسیر اقدام بر اساس سرمایهگذاری قبلی (هزینههای غرقشده) به جای تصمیم بر اساس منافع یا هزینههای فعلی و آتی ادامه میدهند. این مغالطه ناشی از تمایل به اجتناب از هدر دادن منابعی است که قبلاً خرج شده است و منجر به تصمیم گیری غیرمنطقی می شود.
ویژگی های کلیدی اشتباه هزینه غرق شده
دلبستگی عاطفی: افراد اغلب از نظر عاطفی به سرمایه گذاری های خود وابسته می شوند، خواه سرمایه گذاری های مالی، زمانی یا مبتنی بر تلاش باشد. این دلبستگی میتواند قضاوت را مخدوش کند و منجر به سرمایهگذاری مداوم در پروژهای با شکست شود.
بیزاری از دست دادن: این اصل روانشناختی نشان میدهد که افراد ترجیح میدهند از ضرر و زیان اجتناب کنند تا اینکه به منافعی معادل دست یابند. ترس از اعتراف به شکست و تشخیص ضرر اغلب منجر به مغالطه کاهش هزینه می شود.
توجیه نادرست: افراد سرمایه گذاری مستمر خود را با تمرکز بر منابعی که قبلاً خرج شده اند به جای بازده بالقوه آینده، منطقی سازی می کنند. آنها ممکن است فکر کنند، “من قبلاً خیلی سرمایه گذاری کرده ام، اکنون نمی توانم متوقف کنم”، حتی زمانی که توقف تصمیم منطقی تر باشد.
تشدید تعهد: اشتباه هزینه غرق شده اغلب منجر به تشدید تعهد می شود، یعنی منابع بیشتری به یک سرمایه گذاری شکست خورده به امید برگشت آن سرازیر می شود. این حالت می تواند در طول زمان منجر به تلفات حتی بیشتر شود.
مثال های عینی مغالطه هزینه از دست رفته
روابط شخصی: ماندن در یک رابطه ناراضی به دلیل زمان و تلاشی که قبلاً سرمایه گذاری شده است، علیرغم نشانه های واضحی که بهبود نمی یابد.
سرمایه گذاری های تجاری: یک شرکت به تأمین مالی پروژه ای ادامه می دهد که به طور مداوم به نتیجه نمی رسد زیرا قبلاً میلیون ها دلار سرمایه گذاری شده است.
تحصیلات و انتخاب های شغلی: ادامه تحصیل در رشته یا مسیر شغلی که به دلیل سال ها و پولی که قبلاً خرج شده است، دیگر با علایق یا اهداف فرد همخوانی ندارد.
اجتناب از اشتباه هزینه غرق شده
ارزیابی هدف: به طور منظم وضعیت فعلی و پتانسیل آینده یک پروژه را بدون در نظر گرفتن سرمایه گذاری های گذشته ارزیابی کنید.
جداکردن خودتان از آن تصمیم: با تمرکز بر داده ها و حقایق، دلبستگی عاطفی را از تصمیم گیری منطقی جدا کنید.
تجزیه و تحلیل هزینه و فایده: هزینه ها و منافع آتی ادامه سرمایه گذاری را در مقابل کاهش زیان و تخصیص مجدد منابع در جای دیگر اندازه گیری کنید.
جستوجوی نظرات خارجی: با اشخاص ثالث بیطرف که میتوانند دیدگاهی بیطرفانه در مورد وضعیت ارائه دهند، مشورت کنید.
تأثیر اشتباه هزینه غرق شده
اشتباه هزینه غرق شده می تواند منجر به زیان های مالی قابل توجه، اتلاف وقت و فرصت های از دست رفته شود. تخصیص ناکارآمد منابع را تداوم می بخشد و می تواند مانع رشد شخصی و حرفه ای شود. شناخت و پرداختن به این مغالطه برای اتخاذ تصمیمات منطقی و منطقی که بر اساس شرایط حال و آینده است نه تعهدات گذشته، حیاتی است.
به طور خلاصه، اشتباه هزینه غرق شده یک خطای فراگیر و اغلب پرهزینه در قضاوت است. با درک مکانیزم آن و تلاش فعالانه برای اجتناب از آن، افراد و سازمان ها می توانند تصمیمات منطقی و سودمندتری بگیرند که در نهایت منجر به نتایج بهتر و مدیریت منابع می شود.
پاسخگوی سوالات و نظرات شما هستیم